شهر تاریخی زنجان

حمدالله مستوفی، تاریخ‌نگار نامدار، بنیاد شهر زنجان را از اردشیر بابکان، سردودمان ساسانیان دانسته و نام نخستین این شهر را شهین ذکر کرده‌است. در لغتنامه...

شهر تاریخی زنجان
فاطمه وفائیان دوشنبه 21 آبان 1386 | 19 سال پیشحمدالله مستوفی، تاریخ‌نگار نامدار، بنیاد شهر زنجان را از اردشیر بابکان، سردودمان ساسانیان دانسته و نام نخستین این شهر را شهین ذکر کرده‌است. در لغتنامهٔ دهخدا هم در سرواژهٔ شهین چنین نوشته است: "شهین نام شهر زنگان است و معرب آن زنجان باشد و گویند این شهر را اردشیر بابکان بنا كرده است."[۲] شهر تاریخی زنجان به لحاظ وجود مقاومتهای مردمی و منطقه‌ای درمقابل سپاهیان اسلام از شهرهای دشوارگشا بوده است، درسال ۲۴ هجری قمری به دست براء بن عازب سردار تخریب شده، که این محل خاستگاه اولیه بوده و در شمال شرقی شهر فعلی قرار داشته است. آثار و بقایای نخستین استقرار شهر که دراصطلاح کهن دژ نامیده می‌‌شود تا سال ۱۳۰۰ هجری شمسی پا برجا بوده و در جریان ساختمان (خیابان فرهنگ) تسطیح شده است. قبرستان شهر در حد جنوب شرقی محل استقرار و در داخل حد طبیعی سیلاب شرق شهر منطبق بر (خیابان امام) فعلی تا (فدائیان اسلام) بوده است. در احیاء مجدد و گسترش آن، در اوایل دوران اسلامی، شهر اندکی به طرف غرب استقرار نخستین، در ساحل چپ سیلاب قدیمی که امروزه منطبق بر خیابان (استانداری) است کشیده شد، برجستگی کهن دژ این دوره در محله فعلی (نصرالله خان) بوده که در سال ۱۳۴۰ تسطیح و محل آن به دبیرستانهای دخترانه تبدیل شده است. گسترش شهر در این دوره به طرف شرق محل مورد بحث که اراضی شهری قابل استفاده در شهرسازی بوده، امتداد یافت. حمدالله مستوفی درنزهة القلوب دور باروی شهر را ده هزار گام ذکر نموده که در حدود ۵/۴ کیلومتر است و از قلعه کنونی سهر اندکی بزرگ‌تر بوده به طوری که دامنه استقرار تا حد سیلاب شرقی کشیده شده است. قول حمدالله مستوفی یافته‌های باستان‌شناسی مطابقت دارد چنان که در اراضی شرقی خارج از دیوار قلعه، آثار قرن شش هجری قمری در عمق ۲ متری ازکف معابر فعلی قرار گرفته و قابل رؤیت است. کتب صورالاقالیم از مزار اکابر و اولیاء وجود درشهر، قبور شیخ اخی فرج زنگانی و استاد عبدالغفار سکاک و عیسی کاشانی را نام برده است. این شهر برای بار دوم در پاییز سال ۶۲۸ هجری قمری در فتنه مغول تخریب شده و شدت آن به حدی بود که شهر برای مدتی از قید حیات ساقط شد. به ویژه انتخاب سلطانیه به پایتختی در دوران ایلخانی و گسترش شهر مزبور در ایام حکومت غازان خان و خدابنده و اولجایتو در اواخر قرن هفتم هجری قمری، به علت نزدیکی این دو شهر، در متروکه شدن شهر زنجان عامل تعیین کننده‌ای بود، به عبارت دیگر در تمام ایام شکوفایی شهر سلطانیه، شهر زنجان به حالت نیمه ویران باقی مانده است. سلطانیه پس از برچیده شدن حکومت ایلخانی به قول دونالد ویلبر «به علت اینکه شهر درراستای راههای تجارتی قرار نداشت و عدم جاذبه‌های شهری در آن سریعتر از آنچه که آبادشده بود، تخریب و متروک گردید». که خود دلیل قاطعی برای توسعه شهر زنجان بوده است. این شهر مجدداً توسعه یافته و از طالع بد برای بار سوم در نیمه دوم قرن هشتم هجری قمری با یورش وحشیانه تیمور لنگ مواجه و پس ازقتل عام اهالی به طور مکلی با خاک یکسان شد. کلاویخو سفیر پادشاه اسپانیا در دربار میرانشاه از نوادگان تیمور در نیمه اول قرن نهم هجری درسفر نامه خود، قسمت اعظم شهر زنجان راغیر مسکون و مخروبه ذکر نموده و حصار شهررا غیر قابل تعمیر دانسته ومی نویسد: «درشب هنگام به محلی رسیدیم که به زنجان معروف است و بیشترقسمت‌های این شهر غیر مسکون است اما گویی که در گذشته این شهر یکی از بزرگ‌ترین شهرهای ایران بوده است. این شهر دردشتی درمیان دو کوه بلند که لخت و خالی از جنگل هستند قرار دارد. ما دیدیم که حصار شهر دیگر قابل تعمیر نیست اما در داخل حصار هنوز خانه‌ها و مساجد بسیاری هم چنان استوار و پابر جا بودند و در خیابانهای آن نهرهایی می‌‌گذشت اما همه اینها اینک خشک و بی آب هستند.» شاردن سیاح فرانسوی که به سال ۱۶۷۲ میلادی از شهر زنجان بازدید نموده می‌‌نویسد: «هنوز در حوالی یک مایل و بیشترآثارو بقایای مخروبه مشاهده می‌‌شود». موارد دیگری از این مقولات بیانگر این حقیقت است که شهر زنجان تا اواخر قرن نهم هجری قمری غیر مسکون و مخروبه بوده است. در دوران صفویه که آرامش نسبی در منطقه‌ها حاکم بوده شهر تجدید بنا شده و مجدداًً تکاپوی حیات در آن آغاز گردیده است. حال با توجه به گزارش سیاحان و جهانگردان و هم چنین مطالعه متون تاریخی و بررسیهای باستان‌شناسی معلوم می‌‌شود علی رقم قدمت سه هزار ساله، کلیه آثار فعلی وبافت شهری نسبتاً جدید است. به عبارت دیگر با عنایت به آنچه که اجمالاً بیان شد شهر زنجان در دوره‌های مختلف بر اثر هجوم دشمن تخریب و به مرور شهر جدید بر روی خرابه‌های قدیمی احیاء شده است. ذکر این نکته ضرورت دارد که علت انطباق و احیاء شهر در محل فعلی، معلول جاذبه‌های شهری منطقه‌ای ازجمله وجود سفره‌های آب زیرزمینی، استفاده مجدد از قنوات قدیمی، دسترسی و مورد استفاده قار دادن زنجان چای، اوضاع توپوگرافی محلی و بالاخره عامل تعیین کننده استقرار شهر درسر راه تجاری و استراتژیکی فلات مرکزی ایران و ارتباط آن با آذربایجان و لزوم اتراق کاروان ها، بازسازی شهرزنجان را منطبق بر خرابه‌های قدیمی، امری لازم و ضروری می‌‌نموده است. شهر فعلی از دوران صفویه تکوین و توسعه پیدا کرده است، خاستگاه اولیه شهر در این دوره از تجدیدبنا، به لحاظ استفاده ازامکانات و استعدادهای بالقوه شهری و زیستی در حد نهایی اراضی شهری در جنوب، در ساحل راست رودخانه زنجان رود قرار گرفته است. جهت توسعه و رشد شهری از نظر توپوگرافی و وجود اختلاف ارتفاع در ح جنوبی شهر و دارا بودن شیب نسبتاً تنا تا کف رودخانه زنجان رود که استقرارهای شهری را با مشکلات جدی مواجه می‌‌سازد، به طرف شمال امری اجباری و قطعی بوده است. به هر حال گسترش شهر هنوز محدود به مسیلهای شرقی و غربی بوده که محل استقرارشهر به صورت دلتا نسبت به زنجان رود است. با تحلیل و توجیه عوامل و عناصر شهری از قبیل قبرستانهای قدیمی و مناطقی تحت عنوان (کولوک)که تا امروز باقی مانده، شکل گیری و گسترش شهر را می‌‌توان پیگیری و تبیین نمود قدیمی‌ترین عنصر، متعلق به اواسط دوران صفویه است که به نام کاروانسرای سنگیواقع در قسمت شرقی کهن دژ در ورودی شهر به اسم دروازه همدان قراردارد. این کاروانسرا که هم اکنون قسمت اعظم آن از میان رفته و به اداره اوقاف تبدیل شدهاست، یادگاری از دوران شاه عباس دوم می‌‌باشد. بدین ترتیب قبل از احداث مجموعه بازار زنجان در دوران آقا محمد خان قاجار(۱۲۰۰ هجری قمری)، میادین آهنگران و راسته صباغها با عنایت به نقش عملکردی شهر که در مقدمه بیان شد، از عناصر اصلی آن محسوب می‌‌شوندکه این عناصر نسبت به شارستان مرکزیت دارد. در دوران آقا محمد خان قاجار با توسعه نسبی شهر در حد قلعه فعلی که خود از مسیلهای طبیعی الهام گرفته، مجموعه بازار به مثابه قطب واحد اقتصادی، خدماتی و فرهنگی منسجم‌ترین عنصر شهری را به وجود آورده است و با عنایت به پدیده‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و عملکردی، و ... به طوری که در زندگی روزمره شهری نقش اساسی داشته باشد، محله بندی شهر صورت گرفته است. در این دوره به طور کلی شهر به سه منطقه تقسیم شده، نخست منطقه مرکزی شهر با جای گرفتن مراکز حکومتی، اداری و مذهبی در آن موجودیت یافته و فاقد اسم خاصی بوده است. اراضی و محدثات واقع در شرق محدوده مرکزی در مجموعه بازار تحت عنوان یوخاری باش و افراد ساکن در این منطقه در کلیات با همین عنوان مشخص شده و از نظر اقتصادی (در اوایل دوران قاجار) از ظرفیت بالایی برخوردار بوده اند. اراضی و محدثات واقع در غرب محدوده مرکزی به نام اشاقه باش موسوم شده است. در این تقسیم بندی هر یک از مناطق دوگانه (اشاقه باش و یوخاری باش) از نظر زندگی روزمره و مقررات اجتماعی، دارای امکانات فیزیکی و کالبدی دارای وحدت و هم آهنگی کامل است. محلات از نام بانی مساجد و تکایا الهام گرفته و یا با انتساب به صنف خاصی نام گذاری شده اند. محلات قدیمی دارای عناصر شهری منسجم تری بوده و به عنوان مراکزمحله‌ای نقش اساسی را در زندگی عمومی ایفا می‌‌کند. این محلات از نظر فیزیکی دارای الگوی خاصی است، بدین ترتیب که به عناصری از قبیل مسجد، تکیه، حمام، مراکز خرید روزانه، مراکز خدماتی، آب انبار، فضای مشاعی جهت انجام مراسم مذهبی، سنتی و تجمع های عمومی و بالاخره محل بازیهای کودکانه مجهزند. به طوری که این مراکز تا امروز با حفظ عملکردهای نخستین در تکاپوی حیات در محلات نقش اساسی دارند. نمونه‌های بارز آن محلات دود قلی، مسجد یری پایین، نصرالله خان، محله زینبیه و محله قهرمان می‌‌باشند و تقریباً سایر محلات دارای چنین خصیصه بارز و روشن اند که با گسترش تدریجی شهر نسبت به مرکزیت کهن دژ و سپس مجموعه بازار با انسجام معقول و منطقی جای گرفته اند. به طور کلی ۱۸ محله در داخل قلعه و ۹ محله درخارج از قلعه تا اواخر دوران پهلوی ضمن گسترش تدریجی مستقر شده اند. روند گسترش تا اواخر دوران قاجار بسیار بطئی ودر سطح قلعه به میزان ۱۸۵ هکتار بوده است، از حد فاصل اواخر دوران قاجار تا اواخر دوران پهلوی با افزایش محلات خارج از قلعه وسعت شهر به میزان تقریبی ۴۸۰ هکتار گسترش یافته است. شهر فعلی در مساحتی معادل ۱۲۵۷ هکتار مستقر شده که به استناد ضوابط طرح جامع مصوب پیش بینی شده در سال ۱۳۷۵ وسعت آن به میزان ۴۴۵۰ هکتار افزایش می‌‌یابد. زبان مردم زنجان همانند بیشتر شهرهای نواحی آذربایجان، ترکی آذربایجانی تالشی و تاتی است. دسته‌بندی سایر ویژگیهای فرهنگی زنجان کلید‌واژه شهرتاریخیزنجان102.2K بازدید
ارزش و اهمیت سنگ‌نگاره‌های یافت شده در ایرانمحمد ناصری فردمحمد ناصری فردارزش و اهمیت سنگ‌نگاره‌های یافت شده در ایرانیکی از مهم‌ترین منبع‌های شناخت تکاملی بشر، میلیون‌ها سنگ‌نگاره‌های کهنی است؛ که در جای جای دنیا کشف شده است.
جشن چهارشنبه سوری در ایران و دیگر نقاط جهانمحمد ناصری فردمحمد ناصری فردجشن چهارشنبه سوری در ایران و دیگر نقاط جهانچهارشنبه سوری در ایران یکی از آئین های کهن ایرانیان جشن چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چار شنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهار شنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.
از هنر سنگ تا هنر سفالمحمد ناصری فردمحمد ناصری فرداز هنر سنگ تا هنر سفالمطالعات و بررسی های دو دهه ی ما بر روی نقاشی های کهن غارها و کوه های نقاط مختلف ایران، نشان از یک سیر در هم تنیده از پیام و مضمون در نقاشی های کهن غارها و کوه های ایران و طرح های روی سفالینه های پیش از تاریخ ایران دارد.
اسرار و چرایی گیاه هوم و نقش بزکوهیمحمد ناصری فردمحمد ناصری فرداسرار و چرایی گیاه هوم و نقش بزکوهیرنگین نگاره های pictographs کهن مکشوفه در خراسان شمالی، با قدمت حدود هزاره ی دهم پ.م. که بزکوهی و گیاه هوم Ephedra را در کنار هم می بینیم. در هزاره های بعد (حدود هزاره سوم پ.م.)، همان پیوستگی بر روی کاسه های گِلی گذشتگان با همان شباهت و پیام هم دیده می شود؟!
معرفی و اجرای نحوه کارکرد خرمنکوب قدیمی (بَردو)حسن  صفریحسن صفریمعرفی و اجرای نحوه کارکرد خرمنکوب قدیمی (بَردو)«بردو» صنعتی پرکاربرد دیروز وابزارناشناخته موزه های امروز خرمنکوب های سنتی که در اصطلاح محلی ˈ بَردو ˈ نامیده می شدند در واقع یک ماشین دست ساز چوبی بودند که به وسیله دو گاو و یا دو الاغ بر روی خرمن غلات کشیده و موجب خرد شدن ساقه ها و جدا شدن دانه های گندم از خوشه ها می شد.
فرهنگ قناعت در دستبافتهء ایرانی، جولوکن پلاسسپیده اصلانسپیده اصلانفرهنگ قناعت در دستبافتهء ایرانی، جولوکن پلاسجولوکن پلاس دست بافته مردم ایران زمین، بخشی از فرهنگ گسترده قناعت در مردم سرزمین پارس و نقطه ای روشن در آئین آشتی با طبیعت است.
رد پاهایی از فرازمینی ها در میان سنگ نگاره های کهن ایران و پرومحمد ناصری فردمحمد ناصری فردرد پاهایی از فرازمینی ها در میان سنگ نگاره های کهن ایران و پرومقایسه و تطبیق برخی از نقوش سنگ نگاره های ایران (کوه های تیمره در اطراف خمین) و کشور پرو در آمریکای جنوبی ، افرادی با کلاه خودهای مشابه و اجزای انسانی خاص (هاله ای از نور). گویی همه آنها بدست یک هنرمند در آن سرزمین های دور از هم حک شده است!
آرامگاه چلپی اوغلوسپیده اصلانسپیده اصلانآرامگاه چلپی اوغلوبنای آرامگاه منتسب به عارف چلپی است. وی نوه ی مولانا جلاالدین محمد بلخی است. چلپی اوغلو عارفی شاعر و اهل سیر و سیاحت بود. او یک سال را در سلطانیه زنجان، پایتخت ایلخانیان سپری کرد و به عرفای شهر شیوه رقص سماع آموخت.
آوای سنگ؛ گزارشی از سنگ نگاره های منطقه تیمرهپروین هاوشپروین هاوشآوای سنگ؛ گزارشی از سنگ نگاره های منطقه تیمرهبا گذر از منطقه تیمره واقع در دشت گلپایگان، متوجه نماد‌ها و سنگ نگاره های فراوانی از نقوش انسانی و حیوانی گرفته تا نشانه‌ها و سنگ نوشته‌هایی نقش بسته بر صخره های سنگی در منطقه می‌شویم
برند خارجی یا لباس داخلی در مذاق میرزا محمدتقی‌خان فراهانی (امیر کبیر)سپیده اصلانسپیده اصلانبرند خارجی یا لباس داخلی در مذاق میرزا محمدتقی‌خان فراهانی (امیر کبیر)امیر کبیر اهمیت بالایی به استفاده از پوشش و دستبافته های داخلی می‌داد. تمام پوشش خود را از کالای با ارزش داخلی تهیه می‌کرد.
پمبه یا پنبهسپیده اصلانسپیده اصلانپمبه یا پنبهواژه پمبه در زبان طبری آن چیزی که مظهر لطافت و نرمی است پنبه نامیده می شود. امروزه این لغت با کلمه پنبه جایگزین شده است.
فنجانماهای  Cup Marks عصاره گیری آیینی و...محمد ناصری فردمحمد ناصری فردفنجانماهای Cup Marks عصاره گیری آیینی و...اغلب این فنجان نماها بر فراز کوه های کم ارتفاع ایجاد شده اند و کارکردهای عصاره گیری، بویژه از گیاه هوم برای اجرای مراسم هیومه داشته است. در کنار آن کار، برای کوبیدن دانه ها و ساقه های خشک گیاهان نیز کاربرد داشته است.
ایرانیان از اولین مخترعان خط بوده‌اندمحمد ناصری فردمحمد ناصری فردایرانیان از اولین مخترعان خط بوده‌اندباستان شناس فرانسوی، با رمزگشایی نخستین خط عیلامی که قدمتی بیش از چهار هزار سال دارد، ایرانیان را نخستین مخترعان خط در کنار تمدن بین النهرین اعلام کرد.
سنگ نگاره ها، کهن الگوی های زیست بشر.محمد ناصری فردمحمد ناصری فردسنگ نگاره ها، کهن الگوی های زیست بشر.سنگ نگاره ها، کهن الگوی های زیست بشرند که از پنجره های آنها می توان کلیه ابعاد زیستی انسان های گذشته را رصد کرد. اگر جه در ایران مورد بی مهری بعضی هاست.
گیاه مانایی، هوم یا Ephedraمحمد ناصری فردمحمد ناصری فردگیاه مانایی، هوم یا Ephedraهوم یا درخت زندگی، که ریشه در عمق حیات و زیست ساکنان فلات ایران، بویژه ایرانیان باستان طی هزاره ها داشته است. جالب اینکه اکثر پژوهشگران و محققین ایرانی در عرصه های مرتبط چون: ادبیات، اسطوره شناسی، باستان شناسی، جامعه شناسی، انسان شناسی، تاریخ، فرهنگ، گیاه شناسی و حتی علاقه مندان به ایران شناسی و زیست ساکنان این سرزمین، آن گیاه مقدس و اسطوره ای را ندیده و شاید نمی شناسند.